محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5946
تاريخ الطبرى ( فارسي )
در انتقامى كه مىجستى « به تو نگفتند كه اين بزرگواريهاست « نه دو كاسهء چوبين پر از شير . » در اين سال محمد بن عبد الله بن طاهر بمرد و معتصم در خانهء محمد بر او نماز كرد . در اين سال افشين بمرد . سخن از خبر مرگ افشين و اينكه به وقت مرگ و پس از آن با وى چه كردند ؟ از حمدون بن اسماعيل آوردهاند كه وقتى ميوهء نو برآمد ، معتصم از ميوه هاى نوبر ، در طبقى فراهم آورد و به پسر خويش هارون واثق گفت : « اين ميوه را با خويشتن سوى افشين ببر و به نزد وى در آر . » طبق را همراه هارون واثق بردند تا آن را به نزد افشين بالا برد ، در بنايى كه براى وى ساخته بودند و در آتش بداشته بودند و نام لولوه داشت . افشين در آن نظر كرد و ميوه اى را نيافت : يا گلابى يا شاهلوج [ 1 ] . به واثق گفت : « خدايى جز خداى يگانه نيست ، چه نيكو طبقى است اما براى من نه در آن گلابى هست و نه شاهلوج . » واثق گفت : « هم اكنون مىروم و آن را براى تو ميارم . » افشين به چيزى از ميوه ها دست نزد .
--> [ 1 ] بگفته برهان ميوه ايست زرد رنگ شبيه زردآلو كه آن را آلوگرده خوانند و به عربى اجاص اصغر ( گيلاس كوچك ) خوانند . ( م )